ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1117
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
وجود كيميا صحت داشته باشد بر حسب سخنان حكمائى كه در اين باره سخن گفتهاند مانند جابر بن حيان و مسلمة [ بن احمد ] [ 1 ] مجريطى و امثال ايشان اين امر از نوع صنايع طبيعى نيست و بوسيلهء يك عمل صناعى انجام نمىپذيرد و سخنان اين گروه در اين باره از نوع مقاصدى نيست كه آنها را در طبيعيات آوردهاند ، بلكه از نوع مقاصد افسونگرى و سحر و ديگر خوارق است و از قبيل اعمالى است كه براى حلاج و جز وى روى داده است و مسلمة [ ابن احمد ] مجريطى در كتاب الغاية موضوعاتى شبيه آنچه ياد كرديم آورده و سخن او در كتاب رتبة الحكيم از اين مقوله است و نيز سخنان جابر در رسايل وى موجود و عينا از مقولهء سخنان مسلمه است و همه به آنها دسترسى دارند و نيازى نيست كه ما بشرح آنها بپردازيم . و بطور خلاصه بايد گفت موضوع كيميا در نزد حكماى مزبور از كليات موادى است [ 2 ] كه از حكم صنايع خارج مىباشد ، زيرا همچنان كه به عمل آوردن چيزى از نوع چوب و حيوان از غير مجراى آفريدن آنها در يك روز يا يك ماه ميسر نيست بهمينسان هم نميتوان از مادهء زر در يك روز يا يك ماه زر ساخت و پديد آورد و طريق عادى آن تغيير نميكند مگر بوسيلهء اعانتى از ماوراى عالم طبايع و عمل صنايع . و از اين رو هر كه كيميا را از طريق صناعى بجويد ثروت و كار خود را تباه خواهد كرد و اين تدبير صناعى را تدبير سترون يا عقيم ميگويند ، زيرا اگر رسيدن به آن درست هم باشد ، حتما از راه ماوراى طبايع و صنايع است و از قبيل راه رفتن بر روى آب و پرواز در هوا و نفوذ در اجسام ستبر و مانند اينهاست كه در شمار كرامات اوليا و خوارق عادت مىباشد يا مانند آفريدن پرنده و نظير آن از معجزات پيامبران است . خداى تعالى فرمايد : و هنگامى كه از گل چون شكل مرغى به رخصت من ميساختى و آنگاه در آن ميدميدى پس بفرمان من مرغى ميشد [ 3 ] و بنابر اين راه
--> [ 1 - ) ] « پ » . [ 2 - ) ] مواليد « پ » . [ 3 - ) ] وَ إِذْ تَخْلُقُ من الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي 5 : 110 - س : 5 ( المائده ) آ : 110 و رجوع به س : 3 ( آل عمران ) آ : 44 شود .